2125932 2125932 Āl-i Buyeh ‎- آل بویه - Buyids

Āl-i Buyeh ‎- آل بویه - Buyids

تاریخ و فرهنگ ایران در سده های 4 و 5 ( به ویژه قلمرو آل بویه)

 
 مدیر وبلاگ علی یحیایی: زاده کدکن به سال ۱۳۵۰ خورشیدی:  دکترای تاریخ ایران اسلامی . پایان نامه  کارشناسی ارشد: روابط  آل بویه و علمای شیعه (۱۳۷۷ دانشگاه تربیت مدرس) پایان نامه دکترا : بررسی تحلیلی ساختار اقتصاد آل بویه ( اصفهان ۱۳۸۹). مترجم کتاب اوضاع اجتماعی دوره آل بویه به فارسی با همکاری دوست فاضل محمدرضا مصباحی. این وبلاگ آل بویه به خاطر اطلاع رسانی در مورد تاریخ این سده ها و به ویژه آل بویه راه اندازی شده است.  سوال ها یا نظرات خود را با ما در میان بگذارید. برای اطلاع بیشتر  رجوع شود به پست کارنامه علمی مدیر وبلاگ.
 
نمایی از کدکن:عکس نگارنده: تابستان: ۱۳۸۹
 
 
ای روستای خفته بر این پهن دشت سبز         ای از گزند خاطره  ای زادگاه من
( شفیعی کدکنی)
 
+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 10:55  توسط دکتر علی یحیایی  | 

کدکن، میراث دار ایران کهن

 

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ روزنامه اعتماد ملی بازدید: ۱,۰۷۳


کد

دکتر علی یحیائی استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند

 A138787

نگاهی به زادگاه عطار نیشابوری و شفیعی کدکنی ....

شهر سرسبز و کوهپایه ای کدکن در ۱۴۰ کیلومتری جنوب غربی مشهد و تقریبا در مرکز استان خراسان رضوی (حدفاصل چهار شهر مهم مشهد و نیشابور در شمال غربی و شمال و تربت حیدریه و کاشمر در جنوب غربی و جنوب شرقی آن) واقع شده و سال ها مرکز دهستان کدکن و جلگه رخ با بیش از ۱۲۰ پارچه آبادی بوده است. شهر بر دامنه کوهپایه ای وابسته به رشته کوهی قرار دارد که در جنوب آن قرار گرفته و آن را از جلگه های وابسته به تربت حیدریه و کاشمر جدا می سازد. این رشته کوه در کدکن و شاید به خاطر اینکه دره های آن دیرزمانی از سال پوشیده از برفاند <سپیدر> نام دارد و قله معروف ملکوه(ملکان) با ۳۰۱۳متر ارتفاع یکی از بلندی های آن است.

متاسفانه در مورد گذشته کدکن و جلگه رخ که روزگاری ربعی از ربع های نیشابور و یکی از ولا یات دوازده گانه آن به شمار می آمده است۱۱)، هنوز پژوهش چندانی صورت نگرفته و اطلا ع دقیقی دردست نیست. برکناری نسبی از راه های اصلی ارتباطی خراسان بزرگ، بی توجهی مورخان و نویسندگان به زندگی مردم و کم توجهی مسوولا ن سیاسی باعث شده که این شهر از حداقل امکانات برخوردار بوده و باشد.

آنچه مسلم است این است که کدکن یکی از قدیمی ترین محل های مسکونی ایران زمین بوده است. افزون بر سفالینه های بسیاری که در خود کدکن و زروند پیدا شده و البته بیشتر متعلق به دوران بعد از اسلا م است.۲۲) اشاره استاد شفیعی کدکنی در مقدمه <مختارنامه> به کشف ستودان زرتشتی نشان از آن دارد که این منطقه در سده های پیش ازاسلا م از آبادی برخوردار بوده است۳۳.)

مهم ترین انگیزه تجمع مردم در اینجا وضع اقلیمی مساعد و برخورداری از آب و هوای معتدل کوهستانی، آب فراوان کوه های جنوب آن و دره سپیدر و خاک حاصلخیز بود که در خود کدکن و یا در مناطق ییلا قی وابسته به آن همانند زروند، گلهو، خوش هوا ، کاه سرا، براق، کاریز نو و حصارک و... وجود داشت۴۴.) این امر مردمان این ناحیه را به کشاورزی و زراعت و دامپروی وابسته به آن سوق داده که گاه ویژگی های منحصر به فرد و شایسته مطالعه ای را پدید آورده است. وجود گونه های مختلف درختان و پرورش هکتارها باغ و وجود ده ها رشته قنات نیز بیانگر ریشه داری و کهنسالی زندگی یکجانشینی در این شهر است.

در سال های دهه سوم پس از هجرت پیامبر اسلا م این سرزمین به همراه سایر سرزمین های دیگر خراسان به دست حاکمان مسلمان افتاد۵۵) و مردم آن اندک اندک به اسلا م گرویدند. در سده های بعد از نام افرادی که از این دیار به مناصب اداری و علمی رسیده اند می توان تا انداز ه ای به تاریخ و میزان توانایی های این شهر پی برد. چنین گمان می رود در سده های پیش از اسلا م، زروند(زادگاه عطار) که منطقه ای هموارتر است، محل سکونت همه یا بخشی از مردم بوده و کدکن بیشتر حالت باغ و مزرعه ییلا قی داشته است، اما بعدها و به ویژه از دوره ورود ترک های آسیای میانه به ایران (قرون سوم و چهارم هجری به بعد) که آشفتگی و حمله و گریزها افزایش یافته مردم زروند یا روستاهای اطراف به سمت کوه کوچیده و در اطراف نهر اصلی آبی که به سوی باغها و مزارع خود برده بودند، مسکن گزیدند. آبادی زروند هم دست کم تا آغاز سده هفتم هجری و دوران حمله مغول ادامه داشت و دلیل آن هم زادن عطار به زروند است و نه کدکن.

همان طور که گفته آمد، به واسطه کمبود اطلا عات و شواهد، پسوند <کدکنی> به دنبال نام افراد برخاسته از اینجا، مهم ترین شاهدی است که هم بر زندگی در این منطقه روشنی می افکند و هم از استعدادهای بی شماری خبر می دهد که یا امکان شکوفا شدن پیدا نکردند و یا تاریخ بر نام آنان غبار فراموشی افشانده است. با این همه یاد نام این افراد مغتنم است.

در دوره سلجوقیان کریم الشرق کدکنی به سپه سالا ری سپاه و حکومت نیشابور رسید و فرزندش تاج الدین علی وزارت غیاث الدین پیرشاه خوارزمشاهی را یافت۶۶.) نورالدین منشی کدکنی که نواده کریم الشرق و فرزند تاج الدین علی بوده است، خود به مقام منشی گری سلطان جلا ل الدین خوارزمشاه رسید. از اثری که از او در دست داریم معلوم می شود که در سال های پس از ۶۱۶ ق فوت کرده است. خوشبختانه در مجموعه نامه هایی که وی نگاشته و اینک با نام <وسائل الرسائل و دلا ئل الفضائل> به چاپ رسیده، اشاره هایی ارزشمند به کدکن شده است.

از آنجا که او هم عصر با عطار است و نامه های او در زمان یورش مغولا ن نگاشته شده، اثر او برای تاریخ و ادب ایران بسیارگرانبهاست و به گفته مقدمه نویس کتاب، منشأت او یکی از کتب عمده نثر فنی در ادب ترسل است. از نامه های او چنین برمی آید که با وجود مشغله دولتی و حضور در بسیاری از سفرها و لشکرکشی های پادشاه متبوع خود۷۷) به طورمرتب با کدکن در ارتباط بوده است. او در جایی پس از اشاره به این نکته که با لطف پادشاه و حکومت، خراسان از امنیت برخوردار شده است، می نویسد: بنده که در زمره مخلصان و هواداران پادشاه و مورد حمایت ایشان هستم، از آن بارگاه توقع توجهی بیشتر به خود و برادرانم، ابوبکر و عمر که در کدکن رخ ساکن هستند، دارم۸۸.) از برخی نامه های او برمی آید که برخی از آنها را دورانی که از کار برکنار و شاید در خود کدکن ساکن بوده نگاشته است۹۹.) او در نامه ای که ظاهرا به حاکم نیشابور نگاشته است چون به این امر که کدکن از مضافات ولا یت حاکم مزبور است اشاره دارد از تنگناهایی که بر زندگی مردم و منطقه حاکم است و از املا کی که خود در دوغ آباد محولا ت خریده یاد کرده و در پایان از آن حاکم می خواهد همان طور که حکومت مرکزی با کوشش وی از خراج کدکن در گذشته، او نیز حکم معافیت را امضا کند.۱۰۰) اما از همه مهمتر نامه ای است به عربی که وی در توضیحی که بعدها بر آغاز آن افزوده به صراحت می نویسد. بر اثر این نامه پادشاه از گرفتن مالیاتی که بر عهده محل تولد بنده، یعنی کدکن رخ بود، چشم پوشید. او در نامه استدلا ل هایی کرده که خلا صه آن چنین است: کدکن که یکی از نواحی نیشابور و با این اسم از دیگر روستاها متمایز و بی نیاز از معرفی و نزد دور و نزدیک شناخته شده، محل سکونت بنده و خانواده ام است.

این ده در گذشته آبادان و دارای جوی های روان و درختان پرشاخ و برگ و میوه و هوایی پرباران و چراگاه ها و مزارع سرسبز و پر محصول بوده و همواره مقدار معینی مال و خراج از سوی حکومت بر آن قرار می گرفته است، اما اکنون در گرداب فتنه ها فرو رفته، نه از آسمان آبی می بارد و نه از زمین گیاهی می روید. دیگدان ها خاموش و حتی موش ها گریخته اند. ارکان شهر فرو ریخته و ساکنان به جز اندکی از مومنان همه عرصه شمشیر واقع شده اند. امید است پادشاه برای سبک کردن این رنج مردم با صدور فرمان ملوکانه به مستوفیان دستور دهند که این مالیات بخشوده گردد. این کار لطفی فراموش نشدنی و صدقه جاریه ای برای آن دولت همیشه پیروز خواهد بود.۱۱۱) از این نامه های او به نکته هایی می رسیم که خلا صه آن چنین است:

۱) وجود افرادی که از اسامی آنها می توان به سنی بودن آنها پی برد.

۲) آبادانی تا حدود حمله مغول؛ این آبادانی گاه دستخوش خشکسالی می شده است.

۳) اقتصاد زراعی و خرده مالکی.

۴) آغاز آشفتگی ها از جانب گروه های آشوب طلب و جنگجو در آستانه حمله مغول و در زمان آنان.

بسیار کم احتمال می رود که خود کدکن در دوران مغول دچار حمله مستقیم شده باشد. چه بسا این شهر حتی به واسطه دوری نسبی از نیشابور افرادی را که حداقل خویشاوندی داشته اند، از حمله مغول در امان داشته باشد.

از دوره ایلخانان به بعد البته، آشفتگی سراسر ایران و از جمله این شهر خراسان را تهدید می کرد، اما از رونق یافتن مسجد و مزاری که اینک برپاست و برخی از قسمت های آن متعلق به دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان است می توان حدس زد که کدکن تا دوره تیموریان رشد خوبی داشته است. برابر پژوهش هایی که بر اساس ابنیه و سنگ نوشته های به دست آمده از این مکان صورت یافته، این مسجد و آرامگاه برای چند سده مکان درس و گوشه نشینی گروهی از مردم این سامان بوده که به صوفیان سلسله خلوی کبروی گرایش داشته اند۱۲۲)که خود یکی از تاثیرگذارترین فرق صوفیه ایران و جهان اسلا م به شمار می رفته است. از سنگ نوشته ها می توان به مسائل دیگری مانند چگونگی تسلط تدریجی و کامل تشیع بر این منطقه نیز پی برد.

در کتاب های معتبر دوره صفویه به نام شخصیتی از کدکن برمی خوریم که خواجه محمد شفیع نام داشته و نام خانوادگی استاد شفیعی نیز به وی می رسد. او به واسطه رسیدن به مقامات دولتی به میرزای عالمیان مشهور گشت. به گفته اسکندربیگ منشی مورخ دربار شاه عباس صفوی، خواجه محمد از شیخ زاده های کدکن بود و در دوره همین شاه برای سال ها از وزیران ممالک خاصه وی در گیلا ن و خراسان و مازندران به شمار می رفت. او این مناطق را مستقیم و یا از طریق کارگزارانی که انتخاب می کرد اداره می نمود و سرانجام در اثر اختلا ف با حاکم مشهد از کار کناره گرفت و درسال ۱۰۱۸ فوت و به احتمال زیاد در حرم رضوی به خاک سپرده شد.۱۳۳) از دوره صفویه به بعد به همان دلا یلی که در ابتدای نوشته آمد، اطلا ع چندانی از کدکن در دست نیست و باید در جست وجوی اسناد بسیاری بود که در دست افراد پراکنده است. دوست و همکار عزیزم آقای رضا نقدی پژوهشگر بنیاد پژوهش های اسلا می همت گماشته و تعداد قابل توجهی از آنها را گردآوری کرده که شامل اسناد خرید و فروش زمین، ازدواج و موقوفه و... می شود.

اگر روزی این اسناد تکمیل شود، بخش زیادی از گذشته سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کدکن را روشن و بازسازی خواهد کرد. به عنوان نمونه بنده با مطالعه تعدادی از اسنادی که ایشان در سال ۱۳۷۴ در اختیارم نهادند به چگونگی جدا شدن کدکن از نیشابور (در آغاز سده سیزدهم هجری قمری) و پیوستن آن به تربت حیدریه پی بردم. این اسناد به خوبی نشان می داد که اسحاق خان قرایی پس از قدرت یافتن و گسترش دادن تربت، دست به تصرف و یا خریداری مناطق اطراف تا کدکن زده است. بدین گونه کدکن با تمام پیوندهای نزدیکی که با نیشابور داشت، به تربت پیوست و همین مبنای تقسیم بندی های سیاسی کشور در دوران های پس از آن شد. بی گمان این منطقه همان طور که استاد شفیعی در شعر <برج پیر> سروده، هم در دوره های مغولا ن و هم پس از آن از تاخت و تازهایی همچون یورش های ازبکان برکنار نبوده است.

آنچه باید از آن به اشاره گذشت این است که کدکن در گذشته به خاطر برخورداری از آب و هوای سالم و شرایط نسبتا مطلوب زندگی، مکانی برای جذب مهاجران و از جمله سادات بوده است که اکنون با القابی چون موسوی، علا یی، عادلی، کلا لی، غیاثی، قوامی، حسینیان، رضاییان و جوادی نامبردار شده اند.

متاسفانه با ورود مظاهر تمدن غربی و افزایش زرق و برق زندگی شهری از سویی و بی توجهی دولتمردان وقت به زندگی روستایی و خشکسالی از سوی دیگر، بسیاری از افراد خاندان های اصیل و استخوان دار از این منطقه به شهر کوچیدند و این موجب شد تا کدکن از بسیاری از روستاهایی که در برابر آن هیچ آوازه ای نداشتند پس افتد و برای مدتی نه تنها پیشرفت که حتی پسرفت هم داشته باشد. با این حال در سده اخیر تنی چند نام کدکن را بلند آوازه ساختند که ازآن جمله اند:

۱) فخر کدکنی: شاعر در گذشته در اوائل مشروطه.۱۴۴)

۲) شیخ هادی کدکنی: از زهاد و استادان فلسفه و منطق حوزه علمیه مشهد(درگذشت۱۳۵۳ش) و استاد بزرگانی همچون پروفسور جواد فلا طوری در فلسفه.

۳) شیخ محمد کدکنی از اساتید و مربیان ادیب دوم نیشابوری که خود از مهم ترین ادبای روزگار شد.۱۵۵)

۴) مرحوم حاجی شریعت که در عرصه فقه و سایر علوم اسلا می استاد افرادی مثل مرحوم شیخ هادی کدکنی و آیت الله سید حبیب حسینیان بوده اند.

۴) آیت الله سیدحبیب حسینیان که از فقهای این دوران به شمار می رفت و آثاری در این زمینه دارد. ایشان در دوران حکومت دیکتاتوری صدام در عراق به شهادت رسید.

۵) استاد سیدمحمد عبداللهیان (پسرخاله و همدرس دکتر شفیعی) که شمع وجودش را وقف تربیت و شکل گیری نظام آموزشی کدکن کرد و قشر کنونی فرهنگیان کدکن بسیار به او مدیون و از او سپاسگزارند. خداوند عمرش را دراز فرماید.

۶) استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی: استاد مسلم عرصه ادبیات در ایران و جهان.

خودبسندگی اقتصادی و زلا ل بودن آب و آسمان و سر سبزی این شهر سبب شد تا از همان ابتدا بزرگانی که از آن دارای آوازه شده اند، از ویژگی هایی همچون مناعت طبع و بلندنظری و استقلا ل فکری و روحی برخوردار باشند و با زندگی ساده و سالم خود برای رسیدن به قله های معرفت بکوشند. بی گمان از این میان دکتر شفیعی گوی سبقت را از همگنان ربوده و جایگاهش دست نیافتنی است. پس کدکن اینک بر داشتن چنین فرزندی که تا پای جان او را دوست دارد بر خود می بالد. استاد نیز همواره آشکارا یا به اشاره دلبستگی خود را با سرودن اشعاری در وصف آن و یا بهره گیری از اصطلا حات و واژ ه های رایج آنجا در پژوهش ها و سروده های خود و از همه مهمتر تمرکز روی مهم ترین شخصیت برخاسته از این سرزمین یعنی عطار نشان می دهد.

پی‌نوشت‌ها:

۱-‌عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، منطق‌الطیر، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۳ (مقدمه، ۷۵.)

۲-‌نقدی، رضا، زروند کدکن زادگاه شیخ فریدالدین عطار، (مقاله)، پردگیان خیال (ارج‌نامه محمد قهرمان)، به درخواست و اشراف محمدرضا شفیعی کدکنی و محمدجعفر یاحقی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی، ۶، ۱۳۸۴-۳۷۵.

۳-‌عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، منطق‌الطیر، تصحیح محمدرضا شفیعی‌کدکنیف تهران: انتشارات توس، ۱۳۸۵ (مقدمه، ۵-۲۴.)

۴-‌مولوی، عبدالحمید، آثار قبر نظام‌الملک کبروی در کدکن نیشابور، مجله یادگار، سال سوم، ش ۲۸، ۸ ‌

۵-‌نقدی، رضا، همان، ۳۷۴ ‌

۶-‌همو، همان‌جا.

۷-‌منشی کدکنی، نورالدین، وسائل‌الرسائل و دلا‌ئل الفضائل، تصحیح رضا سمیع‌زاده، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱ (مقدمه، ۱۰-۹)

۸- همو، ۲-۳۰۱.

۹-‌از باب نمونه، ۲۰۸ ‌

۱۰-‌همو، ۶۲-۳۹۵.

۱۱-‌همو، ۷-۲۰۶ ‌

۱۲-‌مولوی، عبدالحمید، همان؛ نقدی، رضا، آرام‌جای‌، مسجد والواح قبور خواجگان متصوفه خلوی کبروی در کدکن(مقاله در) فصلنامه خراسان‌پژوهی، مرکز خراسان‌شناسی س دوم، ش ۳،۶۲-۴۵ ‌

۱۳-‌یحیایی، رجبعلی، <کدکنی، میرزا محمد شفیع(>مقاله در)، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلا‌می آستان قدس، ۱۳۸۷.

۱۴-‌گلشن آزادی، علی‌اکبر، صد سال شعر خراسان، به کوشش احمد کمال‌پور، مشهد، مرکز آفرینش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳.

۱۵-‌محقق، مهدی، یادنامه ادیب نیشابوری، تهران، انتشارات موسسه مطالعات اسلا‌می دانشگاه مک‌گیل، ۱۳۶۵.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:12  توسط دکتر علی یحیایی  | 

کدکن، میراث دار ایران کهن

 

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ روزنامه اعتماد ملی بازدید: ۱,۰۷۳


کد

دکتر علی یحیائی استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند

 A138787

نگاهی به زادگاه عطار نیشابوری و شفیعی کدکنی ....

شهر سرسبز و کوهپایه ای کدکن در ۱۴۰ کیلومتری جنوب غربی مشهد و تقریبا در مرکز استان خراسان رضوی (حدفاصل چهار شهر مهم مشهد و نیشابور در شمال غربی و شمال و تربت حیدریه و کاشمر در جنوب غربی و جنوب شرقی آن) واقع شده و سال ها مرکز دهستان کدکن و جلگه رخ با بیش از ۱۲۰ پارچه آبادی بوده است. شهر بر دامنه کوهپایه ای وابسته به رشته کوهی قرار دارد که در جنوب آن قرار گرفته و آن را از جلگه های وابسته به تربت حیدریه و کاشمر جدا می سازد. این رشته کوه در کدکن و شاید به خاطر اینکه دره های آن دیرزمانی از سال پوشیده از برفاند <سپیدر> نام دارد و قله معروف ملکوه(ملکان) با ۳۰۱۳متر ارتفاع یکی از بلندی های آن است.

متاسفانه در مورد گذشته کدکن و جلگه رخ که روزگاری ربعی از ربع های نیشابور و یکی از ولا یات دوازده گانه آن به شمار می آمده است۱۱)، هنوز پژوهش چندانی صورت نگرفته و اطلا ع دقیقی دردست نیست. برکناری نسبی از راه های اصلی ارتباطی خراسان بزرگ، بی توجهی مورخان و نویسندگان به زندگی مردم و کم توجهی مسوولا ن سیاسی باعث شده که این شهر از حداقل امکانات برخوردار بوده و باشد.

آنچه مسلم است این است که کدکن یکی از قدیمی ترین محل های مسکونی ایران زمین بوده است. افزون بر سفالینه های بسیاری که در خود کدکن و زروند پیدا شده و البته بیشتر متعلق به دوران بعد از اسلا م است.۲۲) اشاره استاد شفیعی کدکنی در مقدمه <مختارنامه> به کشف ستودان زرتشتی نشان از آن دارد که این منطقه در سده های پیش ازاسلا م از آبادی برخوردار بوده است۳۳.)

مهم ترین انگیزه تجمع مردم در اینجا وضع اقلیمی مساعد و برخورداری از آب و هوای معتدل کوهستانی، آب فراوان کوه های جنوب آن و دره سپیدر و خاک حاصلخیز بود که در خود کدکن و یا در مناطق ییلا قی وابسته به آن همانند زروند، گلهو، خوش هوا ، کاه سرا، براق، کاریز نو و حصارک و... وجود داشت۴۴.) این امر مردمان این ناحیه را به کشاورزی و زراعت و دامپروی وابسته به آن سوق داده که گاه ویژگی های منحصر به فرد و شایسته مطالعه ای را پدید آورده است. وجود گونه های مختلف درختان و پرورش هکتارها باغ و وجود ده ها رشته قنات نیز بیانگر ریشه داری و کهنسالی زندگی یکجانشینی در این شهر است.

در سال های دهه سوم پس از هجرت پیامبر اسلا م این سرزمین به همراه سایر سرزمین های دیگر خراسان به دست حاکمان مسلمان افتاد۵۵) و مردم آن اندک اندک به اسلا م گرویدند. در سده های بعد از نام افرادی که از این دیار به مناصب اداری و علمی رسیده اند می توان تا انداز ه ای به تاریخ و میزان توانایی های این شهر پی برد. چنین گمان می رود در سده های پیش از اسلا م، زروند(زادگاه عطار) که منطقه ای هموارتر است، محل سکونت همه یا بخشی از مردم بوده و کدکن بیشتر حالت باغ و مزرعه ییلا قی داشته است، اما بعدها و به ویژه از دوره ورود ترک های آسیای میانه به ایران (قرون سوم و چهارم هجری به بعد) که آشفتگی و حمله و گریزها افزایش یافته مردم زروند یا روستاهای اطراف به سمت کوه کوچیده و در اطراف نهر اصلی آبی که به سوی باغها و مزارع خود برده بودند، مسکن گزیدند. آبادی زروند هم دست کم تا آغاز سده هفتم هجری و دوران حمله مغول ادامه داشت و دلیل آن هم زادن عطار به زروند است و نه کدکن.

همان طور که گفته آمد، به واسطه کمبود اطلا عات و شواهد، پسوند <کدکنی> به دنبال نام افراد برخاسته از اینجا، مهم ترین شاهدی است که هم بر زندگی در این منطقه روشنی می افکند و هم از استعدادهای بی شماری خبر می دهد که یا امکان شکوفا شدن پیدا نکردند و یا تاریخ بر نام آنان غبار فراموشی افشانده است. با این همه یاد نام این افراد مغتنم است.

در دوره سلجوقیان کریم الشرق کدکنی به سپه سالا ری سپاه و حکومت نیشابور رسید و فرزندش تاج الدین علی وزارت غیاث الدین پیرشاه خوارزمشاهی را یافت۶۶.) نورالدین منشی کدکنی که نواده کریم الشرق و فرزند تاج الدین علی بوده است، خود به مقام منشی گری سلطان جلا ل الدین خوارزمشاه رسید. از اثری که از او در دست داریم معلوم می شود که در سال های پس از ۶۱۶ ق فوت کرده است. خوشبختانه در مجموعه نامه هایی که وی نگاشته و اینک با نام <وسائل الرسائل و دلا ئل الفضائل> به چاپ رسیده، اشاره هایی ارزشمند به کدکن شده است.

از آنجا که او هم عصر با عطار است و نامه های او در زمان یورش مغولا ن نگاشته شده، اثر او برای تاریخ و ادب ایران بسیارگرانبهاست و به گفته مقدمه نویس کتاب، منشأت او یکی از کتب عمده نثر فنی در ادب ترسل است. از نامه های او چنین برمی آید که با وجود مشغله دولتی و حضور در بسیاری از سفرها و لشکرکشی های پادشاه متبوع خود۷۷) به طورمرتب با کدکن در ارتباط بوده است. او در جایی پس از اشاره به این نکته که با لطف پادشاه و حکومت، خراسان از امنیت برخوردار شده است، می نویسد: بنده که در زمره مخلصان و هواداران پادشاه و مورد حمایت ایشان هستم، از آن بارگاه توقع توجهی بیشتر به خود و برادرانم، ابوبکر و عمر که در کدکن رخ ساکن هستند، دارم۸۸.) از برخی نامه های او برمی آید که برخی از آنها را دورانی که از کار برکنار و شاید در خود کدکن ساکن بوده نگاشته است۹۹.) او در نامه ای که ظاهرا به حاکم نیشابور نگاشته است چون به این امر که کدکن از مضافات ولا یت حاکم مزبور است اشاره دارد از تنگناهایی که بر زندگی مردم و منطقه حاکم است و از املا کی که خود در دوغ آباد محولا ت خریده یاد کرده و در پایان از آن حاکم می خواهد همان طور که حکومت مرکزی با کوشش وی از خراج کدکن در گذشته، او نیز حکم معافیت را امضا کند.۱۰۰) اما از همه مهمتر نامه ای است به عربی که وی در توضیحی که بعدها بر آغاز آن افزوده به صراحت می نویسد. بر اثر این نامه پادشاه از گرفتن مالیاتی که بر عهده محل تولد بنده، یعنی کدکن رخ بود، چشم پوشید. او در نامه استدلا ل هایی کرده که خلا صه آن چنین است: کدکن که یکی از نواحی نیشابور و با این اسم از دیگر روستاها متمایز و بی نیاز از معرفی و نزد دور و نزدیک شناخته شده، محل سکونت بنده و خانواده ام است.

این ده در گذشته آبادان و دارای جوی های روان و درختان پرشاخ و برگ و میوه و هوایی پرباران و چراگاه ها و مزارع سرسبز و پر محصول بوده و همواره مقدار معینی مال و خراج از سوی حکومت بر آن قرار می گرفته است، اما اکنون در گرداب فتنه ها فرو رفته، نه از آسمان آبی می بارد و نه از زمین گیاهی می روید. دیگدان ها خاموش و حتی موش ها گریخته اند. ارکان شهر فرو ریخته و ساکنان به جز اندکی از مومنان همه عرصه شمشیر واقع شده اند. امید است پادشاه برای سبک کردن این رنج مردم با صدور فرمان ملوکانه به مستوفیان دستور دهند که این مالیات بخشوده گردد. این کار لطفی فراموش نشدنی و صدقه جاریه ای برای آن دولت همیشه پیروز خواهد بود.۱۱۱) از این نامه های او به نکته هایی می رسیم که خلا صه آن چنین است:

۱) وجود افرادی که از اسامی آنها می توان به سنی بودن آنها پی برد.

۲) آبادانی تا حدود حمله مغول؛ این آبادانی گاه دستخوش خشکسالی می شده است.

۳) اقتصاد زراعی و خرده مالکی.

۴) آغاز آشفتگی ها از جانب گروه های آشوب طلب و جنگجو در آستانه حمله مغول و در زمان آنان.

بسیار کم احتمال می رود که خود کدکن در دوران مغول دچار حمله مستقیم شده باشد. چه بسا این شهر حتی به واسطه دوری نسبی از نیشابور افرادی را که حداقل خویشاوندی داشته اند، از حمله مغول در امان داشته باشد.

از دوره ایلخانان به بعد البته، آشفتگی سراسر ایران و از جمله این شهر خراسان را تهدید می کرد، اما از رونق یافتن مسجد و مزاری که اینک برپاست و برخی از قسمت های آن متعلق به دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان است می توان حدس زد که کدکن تا دوره تیموریان رشد خوبی داشته است. برابر پژوهش هایی که بر اساس ابنیه و سنگ نوشته های به دست آمده از این مکان صورت یافته، این مسجد و آرامگاه برای چند سده مکان درس و گوشه نشینی گروهی از مردم این سامان بوده که به صوفیان سلسله خلوی کبروی گرایش داشته اند۱۲۲)که خود یکی از تاثیرگذارترین فرق صوفیه ایران و جهان اسلا م به شمار می رفته است. از سنگ نوشته ها می توان به مسائل دیگری مانند چگونگی تسلط تدریجی و کامل تشیع بر این منطقه نیز پی برد.

در کتاب های معتبر دوره صفویه به نام شخصیتی از کدکن برمی خوریم که خواجه محمد شفیع نام داشته و نام خانوادگی استاد شفیعی نیز به وی می رسد. او به واسطه رسیدن به مقامات دولتی به میرزای عالمیان مشهور گشت. به گفته اسکندربیگ منشی مورخ دربار شاه عباس صفوی، خواجه محمد از شیخ زاده های کدکن بود و در دوره همین شاه برای سال ها از وزیران ممالک خاصه وی در گیلا ن و خراسان و مازندران به شمار می رفت. او این مناطق را مستقیم و یا از طریق کارگزارانی که انتخاب می کرد اداره می نمود و سرانجام در اثر اختلا ف با حاکم مشهد از کار کناره گرفت و درسال ۱۰۱۸ فوت و به احتمال زیاد در حرم رضوی به خاک سپرده شد.۱۳۳) از دوره صفویه به بعد به همان دلا یلی که در ابتدای نوشته آمد، اطلا ع چندانی از کدکن در دست نیست و باید در جست وجوی اسناد بسیاری بود که در دست افراد پراکنده است. دوست و همکار عزیزم آقای رضا نقدی پژوهشگر بنیاد پژوهش های اسلا می همت گماشته و تعداد قابل توجهی از آنها را گردآوری کرده که شامل اسناد خرید و فروش زمین، ازدواج و موقوفه و... می شود.

اگر روزی این اسناد تکمیل شود، بخش زیادی از گذشته سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کدکن را روشن و بازسازی خواهد کرد. به عنوان نمونه بنده با مطالعه تعدادی از اسنادی که ایشان در سال ۱۳۷۴ در اختیارم نهادند به چگونگی جدا شدن کدکن از نیشابور (در آغاز سده سیزدهم هجری قمری) و پیوستن آن به تربت حیدریه پی بردم. این اسناد به خوبی نشان می داد که اسحاق خان قرایی پس از قدرت یافتن و گسترش دادن تربت، دست به تصرف و یا خریداری مناطق اطراف تا کدکن زده است. بدین گونه کدکن با تمام پیوندهای نزدیکی که با نیشابور داشت، به تربت پیوست و همین مبنای تقسیم بندی های سیاسی کشور در دوران های پس از آن شد. بی گمان این منطقه همان طور که استاد شفیعی در شعر <برج پیر> سروده، هم در دوره های مغولا ن و هم پس از آن از تاخت و تازهایی همچون یورش های ازبکان برکنار نبوده است.

آنچه باید از آن به اشاره گذشت این است که کدکن در گذشته به خاطر برخورداری از آب و هوای سالم و شرایط نسبتا مطلوب زندگی، مکانی برای جذب مهاجران و از جمله سادات بوده است که اکنون با القابی چون موسوی، علا یی، عادلی، کلا لی، غیاثی، قوامی، حسینیان، رضاییان و جوادی نامبردار شده اند.

متاسفانه با ورود مظاهر تمدن غربی و افزایش زرق و برق زندگی شهری از سویی و بی توجهی دولتمردان وقت به زندگی روستایی و خشکسالی از سوی دیگر، بسیاری از افراد خاندان های اصیل و استخوان دار از این منطقه به شهر کوچیدند و این موجب شد تا کدکن از بسیاری از روستاهایی که در برابر آن هیچ آوازه ای نداشتند پس افتد و برای مدتی نه تنها پیشرفت که حتی پسرفت هم داشته باشد. با این حال در سده اخیر تنی چند نام کدکن را بلند آوازه ساختند که ازآن جمله اند:

۱) فخر کدکنی: شاعر در گذشته در اوائل مشروطه.۱۴۴)

۲) شیخ هادی کدکنی: از زهاد و استادان فلسفه و منطق حوزه علمیه مشهد(درگذشت۱۳۵۳ش) و استاد بزرگانی همچون پروفسور جواد فلا طوری در فلسفه.

۳) شیخ محمد کدکنی از اساتید و مربیان ادیب دوم نیشابوری که خود از مهم ترین ادبای روزگار شد.۱۵۵)

۴) مرحوم حاجی شریعت که در عرصه فقه و سایر علوم اسلا می استاد افرادی مثل مرحوم شیخ هادی کدکنی و آیت الله سید حبیب حسینیان بوده اند.

۴) آیت الله سیدحبیب حسینیان که از فقهای این دوران به شمار می رفت و آثاری در این زمینه دارد. ایشان در دوران حکومت دیکتاتوری صدام در عراق به شهادت رسید.

۵) استاد سیدمحمد عبداللهیان (پسرخاله و همدرس دکتر شفیعی) که شمع وجودش را وقف تربیت و شکل گیری نظام آموزشی کدکن کرد و قشر کنونی فرهنگیان کدکن بسیار به او مدیون و از او سپاسگزارند. خداوند عمرش را دراز فرماید.

۶) استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی: استاد مسلم عرصه ادبیات در ایران و جهان.

خودبسندگی اقتصادی و زلا ل بودن آب و آسمان و سر سبزی این شهر سبب شد تا از همان ابتدا بزرگانی که از آن دارای آوازه شده اند، از ویژگی هایی همچون مناعت طبع و بلندنظری و استقلا ل فکری و روحی برخوردار باشند و با زندگی ساده و سالم خود برای رسیدن به قله های معرفت بکوشند. بی گمان از این میان دکتر شفیعی گوی سبقت را از همگنان ربوده و جایگاهش دست نیافتنی است. پس کدکن اینک بر داشتن چنین فرزندی که تا پای جان او را دوست دارد بر خود می بالد. استاد نیز همواره آشکارا یا به اشاره دلبستگی خود را با سرودن اشعاری در وصف آن و یا بهره گیری از اصطلا حات و واژ ه های رایج آنجا در پژوهش ها و سروده های خود و از همه مهمتر تمرکز روی مهم ترین شخصیت برخاسته از این سرزمین یعنی عطار نشان می دهد.

پی‌نوشت‌ها:

۱-‌عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، منطق‌الطیر، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۳ (مقدمه، ۷۵.)

۲-‌نقدی، رضا، زروند کدکن زادگاه شیخ فریدالدین عطار، (مقاله)، پردگیان خیال (ارج‌نامه محمد قهرمان)، به درخواست و اشراف محمدرضا شفیعی کدکنی و محمدجعفر یاحقی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی، ۶، ۱۳۸۴-۳۷۵.

۳-‌عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، منطق‌الطیر، تصحیح محمدرضا شفیعی‌کدکنیف تهران: انتشارات توس، ۱۳۸۵ (مقدمه، ۵-۲۴.)

۴-‌مولوی، عبدالحمید، آثار قبر نظام‌الملک کبروی در کدکن نیشابور، مجله یادگار، سال سوم، ش ۲۸، ۸ ‌

۵-‌نقدی، رضا، همان، ۳۷۴ ‌

۶-‌همو، همان‌جا.

۷-‌منشی کدکنی، نورالدین، وسائل‌الرسائل و دلا‌ئل الفضائل، تصحیح رضا سمیع‌زاده، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱ (مقدمه، ۱۰-۹)

۸- همو، ۲-۳۰۱.

۹-‌از باب نمونه، ۲۰۸ ‌

۱۰-‌همو، ۶۲-۳۹۵.

۱۱-‌همو، ۷-۲۰۶ ‌

۱۲-‌مولوی، عبدالحمید، همان؛ نقدی، رضا، آرام‌جای‌، مسجد والواح قبور خواجگان متصوفه خلوی کبروی در کدکن(مقاله در) فصلنامه خراسان‌پژوهی، مرکز خراسان‌شناسی س دوم، ش ۳،۶۲-۴۵ ‌

۱۳-‌یحیایی، رجبعلی، <کدکنی، میرزا محمد شفیع(>مقاله در)، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلا‌می آستان قدس، ۱۳۸۷.

۱۴-‌گلشن آزادی، علی‌اکبر، صد سال شعر خراسان، به کوشش احمد کمال‌پور، مشهد، مرکز آفرینش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳.

۱۵-‌محقق، مهدی، یادنامه ادیب نیشابوری، تهران، انتشارات موسسه مطالعات اسلا‌می دانشگاه مک‌گیل، ۱۳۶۵.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:3  توسط دکتر علی یحیایی  | 

جمشید صداقت کیش، فارس پژوه متولد 1315 یکی از چهره های نامدار خطه فارس به شمار می رود که تالیفات بسیاری در حوزه فارس شناسی دارد.وی که به علت بیماری و کهولت سن چندی بود در بیمارستان به سر می برد ساعتی پیش در بیمارستان نمازی شیراز دار فانی را وداع گفت.
اهالی فرهنگ و ادب استان فارس این روزها در غم از دست دادن بهترینهای خود هستند و اینک نیز نوبت به دکتر جمشید صداقت کیش رسید تا فرهنگوران فارس را در غم از دست دادنش عزادار کند.

به گزارش خبرنگار مهر، جمشید صداقت کیش، فارس پژوه متولد 1315  یکی از چهره های نامدار خطه فارس به شمار می رود که تالیفات بسیاری در حوزه فارس شناسی دارد.

وی که به علت بیماری و کهولت سن چندی بود در بیمارستان به سر می برد ساعتی پیش در بیمارستان نمازی شیراز دار فانی را وداع گفت.

استاد صداقت کیش دارای دکترای باستان شناسی بود و بیش از 70 کتاب و 300 مقاله داشت.

به واسطه پژوهشهای دکتر صداقت کیش در حوزه شمال استان فارس، در سال 1384 یکی از میدانهای شهر آباده به نام وی نامگذاری و در همان سال نیز تمبری با تصویر استاد به چاپ رسید.

چندی پیش نیز استاد مدرسی و استاد سی سختی از اهالی فرهنگی فارس به دیار باقی شتافتند تا اهالی فرهنگ و ادب این مرز و بوم در غم از دست دادن بهترینهای خود عزادار باشند.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:16  توسط دکتر علی یحیایی  | 

خوشبختانه و با حمایت پژوهشکده تاریخ اسلام مجموعه مقالاتی که درباره آل بویه با دوست ارجمندم جناب آقای محمدرضا مصباحی ترجمه کرده ایم تقریبا در حال به پایان رسیدن است. لازم دیدم خبرش را به دوستان بدهم و امیدوارم هرچه زودتر برای چاپ آماده شود نام 13 مقاله آماده شده به اين شرح است:

1-     آل بویه(بوییان در انگلیسی و بویهیان در عربی)/ تیلمان ناگل

2-     اوضاع اداری قزوین در دوره آل بویه/ رُی متحده

3-     مسکویه و آل بویه/ م. س. خان

4-     نامه های شخصی، مکاتبات رسمی:[ دیوان] رسایل آل بویه به عنوان یک منبع تاریخی/ کلاویوس. یو .  هاخ مایر

5-     روابط سیاسی فاطمیان و آل بویه در زمان حکومت العزیز بالله[فاطمی](365/975-386/996)/ شینول  جیوا

6-     باززایی پادشاهی در دوره آل بویه/ هریبرت بوسه

7-     سازمان نظامی آل بویه در ایران و عراق/ کلیفورد ادموند باسورث

8-     منطقه ميدي]فرانسه[، عراق دوران آل بويه و ژاپن[334 - 447 ق./] 946-1055 م. : بررسی سنجشی برخي جنبه هاي فئوداليسم/ آرچيبالد آر. لوييس

9-     هنر ایران در دوره آل بویه/ ارنست کونل

10- دو سكه از دوره بوييان در مؤسسه شرق شناسي/ نبیه ابوت

11- آیا مدال آل بویه دارای نشان میترایی است؟/ آ.د. اچ. بیوار

12- آخرین امیران آل بويه/ هارولد باون

13- دیلمیان در ایران مرکزی: کاکوییان جبال و یزد/ کلیفورد ادموند باسورث

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:59  توسط دکتر علی یحیایی  | 

 

 

موقعيت: ميدان قيام، خيابان علامه مجلسي

سال تاسيس:قرن دوم هجري

ابعاد مسجد: ۱۴۰*۱۷۰

اين بنا تركيبي از سكه هاي معماري و تزئين كاري ايران در گذر زمان است از قديمي ترين مساجد ايران است كه بر روي ويرانه هاي مسجد قديمي تري ساخته شده كه اعراب ساكن حومه اصفهان در قرن دوم هجري ساخته بودند

اين مسجد داراي بناهاي متعددي است از جمله:

صحن چهار ايواني، شبستانها، مدرسه مظفري، صفه هاي كوچك دوره ديلمي، گنبد نظام الملك، گنبد تاج الملك، محراب اولجايتو، چهار ايوان معروف صاحب، استاد، شاگرد، درويش قديمیترين بنای تاريخی اصفهان را بايد مسجد جمعه يا مسجد جامع اصفهان تلقی کرد. سيمای فعلی مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقی است اما تعميرات و الحاقات آن به دورانهای بعد به خصوص عصر صفويان مربوط می شود . اما در کاوش های باستان شناسی مراحل قبل از سلجوقی هم به دست آمده که به دوران آل بويه و قرن سوم هجری باز می گردد. در همين کاوش ها آثار قبل از اسلام نيز کشف شده است.

مسجد دارای وروديهای متعدد است که هر يک فضای مسجد را به بخشهايی از بافت پيرامون آن مربوط می کند اين ورودیها همه در يک زمان ساخته نشده اند و هر يک در مقطعی از تاريخ و در ارتباط با ساختمان درون و بيرون بنا به وجود آمده اند. گذرها و معابری که در گرداگرد مسجد وجود دارند بيانگر ارتباط گسترده ای است که مسجد با بافت قديم شهر دارد.

مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ايوانی بنا شده و از آنجا که ابداعات هنری و معماری ۱۵ قرن دوران اسلامی را در خود گرد آورده است يکی از بهترين آثاری به شمار می رود که در دنيای امروز شهرت دارد. با توجه به منابع و مآخذ مختلف اين نکته مشخص می شود که مسجد جامع در طول زمان به سبب آتش سوزی و جنگ های متعدد و نا آرامی های دوران های مختلف آسيب فراوان ديده و دوباره بازسازی و مرمت شده است.

چهار ايوان اطراف ميدان مشخص کننده شيوه مسجد سازی ايرانيان است که پس از احداث آن در ساير مساجد نيز رواج يافته است. اين ايوان ها که به نامهای صفه صاحب در جنوب صفه درويش در شمال صفه استاد در مغرب صفه شاگرد در مشرق ناميده می شوند با تزئينات مقرنس سازی و کاربندی يکی از فنون بسيار جالب معماری ايران را بيان می دارد.

نمای داخلی صحن مسجد و کاشيکاری های آن مربوط به قرن نهم هجری است که احتمالاً مناره ها نيز مربوط به همين زمان می باشند به طورکلی بنای کنونی مسجد جامع اصفهان شامل بخشهای زير می باشد:

شبستان مسجد : اين شبستان که بر ستون های مدور استوار است که با گچبريهای بسيار زيبا تزئين شده است. اين قسمت مربوط به عصر ديلميان است.

گنبد و چهل ستونهای اطراف آن که در ايوان جنوبی مسجد واقع شده و در فاصله سالهای ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری بنا شده است. اين گنبد در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک ساخته شده از نمونه های نادر ساختمان های عصر سلجوقی است. ايوانی که در جلوی اين گنبد آجری واقع شده در اوائل قرن ششم هجری بنا گرديده و سقف آن از مقرنس های درشت ترکيب شده است. اين گنبد دارای زيباترين طرحهای تزئينی ساخته شده از آجر و گچ ميباشد.

گنبدی که در بخش شمالی حياط مسجد واقع شده و قرينه گنبد خواجه نظام الملک است در سال ۴۸۱ بنا گرديده است. احداث اين گنبد را به ابوالغنائم تاج الملک يکی ديگر از وزرای عصر سلجوقی نسبت می دهند.

ايوان معروف به صفه صاحب که در دوران سلجوقی ساخته شده و تزئينات آن مربوط به عصر قراقويونلو و صفوی است. در اين قسمت کتيبه هائی از دورانهای مختلف از جمله صفويان به چشم می خورد.

ايوان غربی معروف به صفه استاد که در عصر سلجوقی بنا شده و در دوره صفويان با کاشيکاری تزئين شده است . در اين صفه علاوه بر خطوط ثلث و نستعليق که به تاريخ ۱۱۱۲ هجری قمری و در زمان سلطنت شاه سلطان حسين کتابت شده عباراتی به خط بنائی بسيار زيبا و با امضاء محمد امين اصفهانی نوشته شده است.

با مطالعه اين عبارات و دقت در خطوط بنائی اين ابيات بسيار زيبا مشخص می گردد.

چون نامه جرم ما به هم پيچيدند                 بردند و به ميزان عمل سنجيدند            

بيش از همه کس گناه ما بود ولی             ما را به محبت علی بخشيدند

رو به روی اين ايوان، صفه شاگرد قرار دارد که در عصر سلجوقی بنا شده و در قرن هشتم و يازدهم هجری قمری در دوران حکومت ايلخانان و صفويه تزئيناتی به آن اضافه شده است.

اين ايوان فاقد تزئينات کاشيکاری است و با مقرنس های آجری تزئين شده است. در اين ايوان سنگ مرمر يکپارچه نفيسی است که در اطراف و بالای آن لوحه ها و کتيبه هايی نوشته شده است. در منتهی اليه ضلع شرقی مسجد جمعه صفه عمر واقع شده که کتيبه تاريخی هلال ايوان آن به سلطنت سلطان محمود آل مظفر اشاره می کند. تاريخ اين کتيبه ۷۶۸ هجری قمری است و خطاط آن عزيز التقی الحافظ می باشد.

در سقف اين صفه خطوط تزئينی و تاريخی به چشم می خورد که با خط بنائی عبارات مذهبی و سازنده بنا به نام مرتضی بن الحسن العباسی الزينبی نوشته شده است . علاوه بر آن در اين صفه نام استاد کاران ديگر همچون حسن کاروان کاشيکار و کوهيار الابرقوهی خطاط کتيبه محراب صفه به چشم می خورد.

در شمال ايوان استاد شبستان کوچکی قرار دارد که زيباترين محراب گچبری مسجد را در بر دارد . اين شبستان که به مسجد الجايتو نيز معروف است دارای محرابی است که به مثابه گوهری تابناک از هنر ايرانی در جهان از شهرتی عظيم برخوردار است. بر اين محراب زيبا نام سلطان محمد خدابنده ايلخان مشهوری که قبل از تشرف به دين اسلام لقب الجايتو را داشت و بعد از مسلمان شدن خود را خدا بنده ناميد و وزير دانشمند او محمد ساوی و سال ساختمان آن يعنی ۷۱۰ هجری قمری به چشم می خورد.

زيباترين منبر منبت کاری موجود در مسجد جمعه اصفهان نيز در اين مسجد قرار دارد که سال ساخت آن ذکر نشده است. از مسجد اولجايتو به شبستان زمستانی بيت الشتاء می رسيم که به موجب کتيبه سر در آن در زمان تيموريان به دستور عماد بن المظفر ورزنه ای ساخته شده است. به همين علت به شبستان عماد نيز معروف است اين شبستان با شکوه دارای ستون های قطور کوتاه و اتاقهای خيمه ای شکل است. در وسط هر چشمه طاق يک قطعه سنگ مرمر شفاف نصب شده که نور شبستان را تأ مين می کند.

 شبستان جنوب شرقی مسجد که احتمالاً کتابخانه عظيم و مشهور خواجه نظام الملک را در بر داشته در بمباران شهر اصفهان تخريب گرديده که مجدداً به شيوه اول بازسازی شده است.

اين اثر نفيس و با شکوه به علت در بر داشتن نمونه های گوناگون ادوار مختلف اسلامی از نظر فنی و هنری اهميت بسياری داشته و از شهرت جهانی برخوردار است. اين شهرت و نفاست همه ساله گروه های بی شماری از علاقمندان و پژوهشگران را به خود جلب می کند حاصل اين مطالعات، مقالات و رسالات و کتب متعددی است که به وسيله معماران و مهندسين و باستان شناسان مشهور جهان و ايران به رشته تحرير در آمد که اغلب آنها به زبان فارسی ترجمه شده اند.

به طور کلی به همان اندازه که ميدان نقش جهان و عمارات تاريخی اطراف آن ياد آورد معماری و هنر دوران صفوی است مسجد جمعه و محلات پيرامون آن افسانه زندگی در عهد سلجوقيان و روزگار پيش از آن را بيان می دارد.

منبع: درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 9:27  توسط دکتر علی یحیایی  | 

 اخبار ولاه خراسان با استفاده از منقولات مستند تاریخی و پراکنده بازسازی و ارایه شده تا پژوهشگران و محققان تاریخی بتوانند از این اثر ارزشمند بهره بیشتری ببرند.

مرکز پژوهشی میراث مکتوب، هشتاد و چهارمین نشست خود را با عنوان رونمایی از کتاب «اخبار ولاه خراسان» ابو علی حسین بن احمد، ابو الحسین علی بن احمد، ابو العباس احمد بن الحسین (قرن سوم و چهارم هجری) با پژوهش و بازسازی محمدعلی کاظم بیکی، چهارشنبه 2 آذرماه، در مجتمع باغ زیبا تهران برگزار کرد که با استقبال خوب اساتید، محققان، دانش‌پژوهان و دانشجویان همراه شد.

تاریخ محلی موسوم به اخبار ولاه خراسان به زبان عربی (تألیف سده 3ـ4 ه.ق) به بازنگری اطلاعات راجع به سلامیان، معرفی او و ویژگی‌های تاریخ نگاری‌اش اختصاص دارد. هدف اصلی این کتاب بررسی شکلی و محتوایی اخبار ولاه خراسان است که تا کنون نسخه‌ای از آن یافت نشده و همچنین تأثیرش در آثار مؤلفان ادوار بعد را به تصویر می‌کشد. 

بنا بر منقولات مستند از اخبار ولاه، این کتاب رویدادهای خراسان را تا حدود 344 هجری قمری در بر می‌گرفت اما این بدان مفهوم نیست که همه این اثر به خامه یک نویسنده بوده و یا آن که کتاب رویدادهای محلی خراسان را تا پایان عمر مؤلف در بر می‌گرفت.

بر اساس آگاهی‌های موجود، اخبار ولاه را باید حاصل کار دو نسل از خاندان سلامی دانست که خاستگاهش خوار از توابع بیهق بود. کار تألیف این کتاب به وسیله ادیبی موسوم به ابوالحسین علی بن احمد سلامی (وفات 300 ه.ق) آغاز شد. 

اثر وی رویدادهای خراسان را تا حدود 289 ه.ق پوشش می‌داد و او کتاب خود را با هدف آشناسازی اهل خراسان با علت وقوع رویدادهای تاریخی و نیز با نقش خراسانی‌ها در تحولات قرون اولیه اسلامی نگاشت، هرچند که موضوع اثرش اخبار والیان آن ایالت بود.

کار او را برادرش ابوعلی حسین بن احمد سلامی ادامه داد که او نیز از ادبای عصر خویش بود. وی در تشکیلات دیوانی در نیشابور به کتابت اشتغال داشت و به دبیری سپهسالاران امیر نصر و امیر نوح سامانی از جمله ابوعلی چغانی رسید. ذیل ابوعلی حسین سلامی که آن هم اخبار ولاه خراسان نام داشت، وقایع را تا 344 ه.ق در بر می‌گرفت.

سومین مورخ خاندان سلامی، ابوالعباس احمد بن حسین بن احمد، در شمار اصحاب حدیث بود. بر اساس شواهد موجود، وی کتاب عم خود ابوالحسین علی بن احمد را تلخیص و تهذیب کرد و آن را تاریخ ولاه خراسان نام نهاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 9:51  توسط دکتر علی یحیایی  | 

در این مقاله بر معرفی مقالات غیر فارسی تNکید شده است. آدرس مقاله:
 
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی ۱۳۹۰ساعت 13:49  توسط دکتر علی یحیایی  | 

 
در این مقاله نگارنده به ازرش و اهمیت نظام خبر رسانی در دوره بوییان و میزان دریافت آنان از این مهم پرداخته ام. آدرس مقاله:
 
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی ۱۳۹۰ساعت 13:28  توسط دکتر علی یحیایی  | 

در مورد شیخ مفید و علمای دیگر عصر آل بویه مانند کلینی-  ابن بابویه - شیخ مفید و سید رضی -سید مرتضی  و شیخ طوسی علاوه بر آثار خود اینان که چاپ شده یا مقالاتی که در مورد هر کدام نوشته شده باید به پایان نامه دوره فوق لیسانس حقیر با عنوان روابط علمای شیعه و دولت آل بویه - مقالات مادلونگ به ویژه مقاله ای که ایشان در توضیح رساله العمل مع السلطان سید مرتضی در کتاب فرق اسلامی در سده های میانه ترجمه جواد قاسمی چاپ بنیاد پژوهش ها نوشته و نیز کتاب اندیشه های کلامی شیخ مفید اثر مارتین مکدورموت- تاریخ غیبت سیاسی امام دوازدهم و تاریخ اندیشه های سیاسی حاتم قادری و مفاخر اسلام علی دوانی و نیز کتابی که به مناسبت کنگره شیخ طوسی منتشر شده مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ساعت 17:10  توسط دکتر علی یحیایی  | 

مطالب قدیمی‌تر